الان اگه گفتی کجام!!! این برق لعنتی قطع شد، مجبور شدم واسه یه فکس بیام کافی نت که گفتم یه چی هم بنویسم برات
خیلی دوستت دارم. درسته که کلی مشکلات داریم و این و اون هم زندگیمونو انگولک می کنن و خیلی ها هم چشم ندارن ما دو تا رو با هم خوش ببینن و خیلی ها هم روی اعصاب من راه می رن ولی من دوستت دارم و هیچکی نمی تونه روی عشقم تاثیر بزاره. البته قبول دارم یه جاهایی کنترل خودمو از دست می دم و خیلی عصبانی می شم اما وقتی که می نویسم و ازت انتقاد می کنم دلم راضی می شه که فهمیدی توی دلم چی می گذره و به زودی اصلاح می شی. مامانی دیشب با این که اون آناناسه پوسیده بود و یه طعمی داشت ولی خیلی خوش گذشت. سهل انگاری از من بود.
دیگه این که اینجا خیلی گرمه آخه!!! این دختره که اینجا کار می کنه چه جوری نفس می کشه!!
احساس سنگینی می کنم یعنی می گی چاق شدم؟ خب حالا این راهو پیاده می رم تا چند گرم کم کنم.الان داری چیکار می کنی؟ حدسم اینه که خوابیدی!!! وای این شماره فکس هم که اشغاله بدبخت شدم. این خربزه هم که خیلی منگل تشریف داره. خنگ نرفت کلید منو از سوپری که گذاشته بودم دیروز بگیره کلی دنگ و فنگ داشتم موقع اومدن. این رستمیی خنگول هم که گوشی تلفن ثابتشو قفل می کنه که دیگه اون روی سگمو آورد بالا. خیلی عصبی شدم. حالا کلی هم عجله داشتم. الانم یعنی دارم. چرا آزاد نمی شه؟ خدایا!!
من برم به این دختره گیر بدم بگم هی تند تند زنگ بزنه بلکه آزاد بشه.
من برم مامانی. دوستت دارم. خیلی زیاد
راستی نخودچی خرون مادرشوهر و .... نکردم باشه برای بعد. ولی مامانت ناراحت شد که خواهرت اینا رو نبردیم عروسی امی د باور کن و شک نکن
. وقتی گفتم خواهر مهدی بود با یه حرصی گفت زن مهدی خوشگل بود نه!! دختر مهربون اینا و آناستازیا اینا دیده بودنش با هم رفته بودن بیرون ( این قسمتشو خیلی غلیظ دو سه بار گفت) خیلی ازش تعریف می کردن![]()
.
حالا اون دختره این همه راجع به خواهرات گفتم اصلن نگفته بود من دیدمشون.
بعدشم خواهرت همش می گفت که چرا ازش عکس نگرفتی ببینیمش!!! اینا اصلن مهم نیست ها. به خدا. فقط نمی دونم چرا این واسه مامانت اینا قابل درک نیست که ما تازه نامزد شدیم. شونصد سال نیست که با هم ازدواج کردیم. شاید تنها باشیم راحتتر باشیم.
ولش اما من دوست داشتم که خواهرت اینا بیان اگه می دونستم خواهر مهدی میاد حتمن یکیشونو به زور با خودمون می آوردم.
دوستت دارم. بوس بوس. دلم برات تنگ شده بامضی جون مهربون و دل نازک من.
دوستت دارم خیلی زیاد![]()
سلام خرس تازه رو شده ي من!! ديدم اون شب هيچكي از خونواده اصليت نيومده بودن و تو آخر شب بعد از مراسم پشت تلفن از سرتر بودن و اين چرت و پرتا حرف مي زدي!! نگو ۴ تا فاميل دسته ۳ آورده بودي دست يكها رو قايم كرده بودي.حالا اونا به كنار اين رسم و رسومات خشگلتونو هم كه قبلنها نگفته بودي!!خدايا نجاتم بده از اين قوم اجوج مجوج!! اينا ديگه كي بودن!!!
چندتا نكته بايد بهت يادآور كنم. اول اينكه من اصلن ادمي نيستم كه به دايي و خاله و عموها و ... بنازم چون اونا زندگي مستقل خودشونو دارن و من فقط بهشون افتخار مي كنم و به فرهنگ خودمون.
و اينكه اگه ادمي پيدا بشه كه بخواد بگه ما سرتريم و ... منم موضع مي گيرم. و به هر حال ماه پشت ابرها نميمونه!!همه ي فاميل منو ديدي كه اصلن لنگشونو حتي نمونه يه نفرشونو توي فاميلت نديدم و اين از سر تر بودن .
و اما فرهنگو ديشب داشتي؟!!
ديدم بابات از يه جشن عقد كه قولشو داده بود هم در رفت.تو گذاشتي به حساب ضرر امسالتون.. نگو جناب مي خوان با عروسي پسرشون تجارت راه بندازن به معناي واقعي.
من اجازه چنين كاريو نميدم.جور عروسيه پسر باباتو نبايد ملت بكشن كه! بعدش هم هر چي توي اون عروسي نا متعارف من اگه بياد به عنوان كادو مال عروس و داماده و به پدر و مادرت هيچ ربطي نداره!! البته اينو هم بگم كه من صد درصد اگه بخواين اينجوري آبروريزي كنين منم بلدم. رو آرايشگاه و لباس و سه تا كالاي بزرگ و ... جبران مي كنم.تازه هر دختري دوست داره يه لباس از مراسم هاش داشته باشه كه چون جشني برام نگرفتين كه با يه لباس دويست تومني سر و تهشو هم بيارين بي زحمت بايد جور لباس ميليوني عروسيو بكشين و من اصلن زير بار حرفهاي مامانت كه از همين الان می دونم بهم مي گه اين لباس واسه يه شبه و چرا الكي پول حروم كنيم و اينا نمي رم. به هيچ عنوان.
نمي دونم شما كه اينقدر به دكتر ع ز ي ز مي نازين يه جو از فرهنگ اون قبايل و به ارث نبردين. البته حق هم بهتون مي دم توي روابط معموليتون هم مشكل دارين. حالا اون به كنار ، زنداييت فك و فاميل و خانوادش همه جا نفوذ دارن و با فرهنگن عروسيه برادرشونو نديدي. باز دارم بهت مي گم عزيز من اين رسم غلطه واسم موضع مي گيري كه چي؟ ۴ قرون بره توي جيب بابات كه عينهو لوله بخاري دو سر بازه؟ كه هر چي توش ميريزي ميريزه توي حلق اون سه تا بچه هاش و تو سال به سال رنگ يه لباسو نمي بيني؟ كه بياد بگه ما سه تا كالاي بزرگو رسم نداريم؟
خوبه زنعموي من همونجايي كه مي گه اينا رسم كبابخورون دارن، سه تا كالارو دارن، خانواده هاي اصيلشون با مهريه و ... چك و چونه بازي در نمي ارن و خيلي چيزاي ديگه كه شما زدين زيرش!!!
ما فرهنگامون خيلي با هم متفاوته. من نميام آبروي پدر و مادرمو سر زرنگ بازي هاي خانوادت از بين ببرم.
همينه كه هيچكي چشم نداره نگاتون كنه!! ۴ تا ادم حسابي هم كه توي فاميل بابات باشن مامانت چشم نداره ببينتشون . ديگه اسم فك و فاميل دسته سه مامانتو جلوي من اوردي چنان مي زنم توي دهنت كه بري برنگردي. اصيل باش ماهيت خودتو قبول كن.خودتو آويزون ۴ تا ادم حسابي نكن. شما با اونا زمين تا آسمون فرق دارين. ديشب فهميدم
اين چه اوضاعيه. حداقل مي تونستي حفظ ظاهر كني بگي نه اين رسم ها كهنه شده ما انجام نمي ديم. حالا اگه لج درآري باشه من ديگه افسار گسيخته شدم و ديگه به فكر آبروي تو و خانوادت نيستم.
بد آشي برات پختم خرس جونم.
پس بگو مي گفتي من توي فاميل خودم مي رم تو برو توي فاميل خودت. واسه همينا بود.چون تو يه خاله از هم پاشيده و ۲ تا دايي معموليو و يه ايل مدل ديشبي كسيو نداري!!
از اين به بعد تو ميري توي فاميل خودت . منم مي رم توي فاميل خودم!
عروسي هم بيخ ريش بابات بمونه.نخواستيم