الان که دارم می نویسم واقعن نمی دونم باید برای کی بنویسم.کی به من نزدیکتره ؟!! خانوادم یا همسرم که یه خرس به تمام عیاره!!!!!!!! از سال جدید این وبلاگ مخاطب خاصی نداره!!
قبلن ها که با خرسی دوست بودم روابطمون عاشقونه بود و خیلی مراعات همو می کردیم. به موقع دعوا به موقع آشتی. آبروی هردوتامون برای هردوتامون مهم بود. شاید واسه اینکه خانواده های همو ندیده بودیم یه جورایی ملاحظه همو می کردیم. از اولین شب خواستگاری که فامیلای منم بودن تا الان یه آب خوش از گلوم پایین نرفته چون مدام با هم بحث و جدل داریم. من احساس آدمیو دارم که یکی یه چیزیو ازش قرض گرفته بعد که می ره پسش بگیره طرف می گه دارم. دست منه اما بهت پس نمی دم. چون دوست ندارم!!! نمی دونم چطوری بگم احساسمو/. مسائلی که بوجود اومده همه چیزو تحت تاثیر قرار داده.
من در مقابل خرسی قرار دارم نه در کنارش. همیشه فکر می کنم اون علیه منه. حتی خواب می بینم که توی یه چاردیواری من ایستادم و اون و خانوادش در مقابل من ایستادن و من تنهام.
این همه مدت دوستی برای شناخت فردی که قراره همسر آیندم بشه کافی نبود. یادمه اون زمون ها همه حسرت عشق من و خرسیو می خوردند.(دخترعموهام) چون همیشه همه چیو ازشون پنهون می کردم. کاستی هایی که داشت. حتی مدرکی که داشت و نداشت!!!
به این نتیجه رسیدم که اگه یه کفگیر عسل توی دهن خانوادهی شوهر بریزی ممکنه دستتو هم تا آرنج گاز بگیرن.البته این موضوع تا الان راجع به پدر و مادر شوهر بنده به اثبات نرسیده!! طفلکی ها اونا هم با من همدردن. ولی نمونشو پاریکال دیشب اثبات کرد.
آها پاریکال اسم مستعار سرندپیتیه. حیف اون اسم زیبای سرندپیتی که برای این پاریکال آناستازیا نما استفاده بشه!! همیشه فکر می کردم این جانور وزغ سا خیلی مهربونو با محبته ولی الان می بینم که دم درازی داشت که توی شلوارکش قائم کرده بود!!زبونشو هم بس که بلنده پیچیده دور فکلش!! این نیم وجبی واسه شوهر بال بال می زنه.
خرسی توی عید یه کمی صداش بالا می ره این فسقل از توی اتاق دختر مهربون داد می زنه چیه این عربده می کشه همه مردم صداشو شنیدن، خودش زن گرفته خيالش راحت شده
( من هاج و واج توی دلم)دوره زمونه ای شده که اینم غصه می خوره نکنه خرسه داد بزنه این توی خونه بمونه نیان نبرنش!!!
متوجه شده بودم که وقتی خرسی با من دعوا می کنه این پاریکاله جفتک می زنه از خوشحالی اما نمی دونستم تا این حد رو داره که بیاد منو مسخره کنه!!
همش تقصیر این خرسه که جلوی آدم های بی جنبه مثل پاریکال با من اونجوری برخورد می کنه که هر پاریکالی به خودش این اجازه رو بده که بیاد منو مسخره کنه!!
این خرس گنده هم به خودش نمی گه بابا اگه احترام خانم منو یکی نگه نداره یعنی به من بی احترامی شده. اصلن ولش آدم با آدم
تقصیر خود خودمه که نمی دونستم دارم به کیا محبت می کنم. اینا محبت حالیشون نیس. اصلن مال این حرفا نیستن.مگه کین که من براشون مبادی اداب باشم!!!
خلایق هر چه لایق