یه عالمه اتفاق امروز افتاده. ا- اینکه مرج امروز بینیشو عمل می کنه و می خواد تیکه بشه و من برای خواب دیشبی که دیدم براش خیلی نگرانم. البته صدقه دادم ها ولی دلم آشوبه توش.
۲- خرسی امروز امتحان داشت و چون خراب کرده می خوادبندازه گردن من واسه خاطر دیشب. بندازه و نندازه مهم نیس چون همه می دونن کسی که بخواد درس بخوونه دقیقه نود اینکارو نمی کنه... . منم دیگه اعتبار ناز کشیدنم تموم شده تصمیم گرفتم مثل قبلنا که ناز کسیو نمی کشیدم و بیشتر بقیه ناز منو می کشیدن لوس و سنگدل باشم...
آهای خرس تنبل من البته اول صبح بیشتر واسه توی خرس ناراحت بودم و همش نگران بودم که نکنه خوابم روی تو تعبیر شه. صدقه رو بیشتر واسه تو دادم.
۳- اینکه یه صورت حساب واسه یه اداره ای زدم که به جای ۹ میلیون و ۶۳۶ هزار زدم ۹۶ میلیون و ۶۳۰ هزار که واقعن در نوع خودش بی نظیره. تازه ۳ تا صورت حسابو به همین منوال گند زدم. دیدم این مرتیکه حراست همین اداره محفوظ الاسم اومده می گه خانم شما همیشه صورتحساباتون این جوریه. یه نگاه اخمالود بهش کردم گفتم چطور؟( همیشه وقتی مثل اسب توی گل می مونم اینجوری می شم
)گفت اینجوریه که رئیستون پولش با پارو بالا نمیره دیگه...
مرتیکه ریقو همهی صورتشو اینگار با موی بز پوشونده بودن حالمو به هم زد سر صبحی. چشاشم عینهو قورباغه ای که صورتشو نشسته باشه می گردوند توی اتاقم که ببینه می تونه بره گزارش کنه یا نه.قدش انگار تا دستگیره در بود حالا از لاغری استخونای گونش زده بود بیرون. الان پیش خودم فکر می کنم همین ادم ها هستن که توی اداره های مختلف مثل باکتری پخش شدن هی گزارش می دن به بالا که اینا حجاب دارن ندارن الن بلن. حالا نامه اومده می گن حتمن باید پارچه سیاه بزنن دم در ورودی حجاب رعایت کنین فلان کنین چنان کنین. نمی دونم این آدم های حراست همه چرا یه مدلی ان. اینگاری آیه اومده کفش لاستیکی بپوشن شلوارشون پاچه تنگ و بالا گشاد باشه و یه سر رسید هم زیر بغلشون باشه ایضن. اخیرن اومده بودن اینجا یه بدبختی می خواست نمی دونم کدوم گوری استخدام مرتیکه اطلاعاتیه مثل جت می نوشت. حالا یه جوری هم نمی نوشت ما بفهمیم چی می نویسه. مثلن می نوشت گل+ جهنم داخل گلزار تکمیل و ...
البته من که ندیدم این همکارم می گفت حالا گناهشم پای خودش
به خدا اینا از ۷ دولت که خوبه از ۷۰ تاش ازادن. ملت توی اروپا چجوری با چند جلسه مصاحبه گزینش می کنن اینا معیارشون واسه استخدام ارتفاع ریش و گند و بوی تن ملته. حالا این مرتیکه ای که اومده بود تحقیق بوی عطر مشهدی نمی داد فقط ولی بوی یه صابونی می داد که فکر کنم صابون بچه بود چی بود... توی اتاق پیچیده بود.
چند روز پیش توی یه سایتی در مورد گزینش یه بابایی توی یه اداره کانادایی توی شهر چدم (فتح چ و د) خوندم که چطور گزینش شد طی ۴ مرحله و چطور استخدام شد ادم می خواد پرواز کنه. به خدا
منم کانادا می خوام. خرسی
حیف من و تو نیستیم؟!!![]()
از بهار دوباره می رم اموزشگاه زبان. الان که روزا کوتاهه نمی رم. می خوام زبانم تقویت شه. پدرم می گه تو توی وضع خوبی هستی از نظر زبان انگلیسی. بعضی اوقات با اینکه خودش ۳۲ سال تدریس کرده این زبانو ولی بعضی لغتها بعد از ۱۰ سال از ذهنش رفته . از من می پرسه و وقتی که من بهش می گم ذوق می کنه![]()
الان زنگ بزنم به مرج ببینم چی شد؟ عمل شد یا نه؟!!!
قبلش به تو زنگ می زنم ببینم در چه وضعی هستی یه میس انداختی فکر کنم رسیدی خونه
من هوایی شدم به شدت دوست دارم پام از روی زمین کنده شه. می خوام برم ۱۰ سال دیگه. نمی خوام توی این زمون باشم. اه یعنی چی که من اینجوریم...
سلام گل گلابي من![]()
اين انگشت دستم بود كه اون هفته طي مراسمي مجروح شده بود ، الان خوب شده اما هر وقت چشمم بهش مي افته ياد انگشت پيرزنا مي افتم. نمي دونم امروز چرا اينقدر دير مي گذره. از ساعت 10 صبح تصميم گرفتم اصلن به ساعت نيگاه نكنم. حالا خوبه 10 مين زودتر اومدم ها. اينگاري از 6 صبح سر كار بودم.
امروز تصميم دارم يه كمي بخوابم البته اگه بشه. بعدش صورتمو تميز كنم. شايدم يه آرايش توپ توپ كردم !!!
خرسي راستي اون خرماهه رو بردي خونتون خسيس؟!!! امروز اين رستميه واسه دامادشون خرما آورد پخش كرد يادش افتادم. بابا تو ديگه كي هستي ... يادم رفت بگم ديشب كه داشتيم چايي مي خورديم بياري بخوريم توي چشمون نمونه!!!
از صبح دارم به خودم فاز مثبت می دم. هی دارم اون جمله های اسرار امیزو تکرار می کنم با خودم.همون جمله هایی که مرج حرص می خورد وقتی من بلند بلند تکرار می کردم
یادش بخیر
منم اگه جای مرج بودم عصبی می شدم. مگه ادم چقدر می تونه از خودش تعریف کنه؟!!!![]()
حالا هر چی می خوام انرژی مثبت هم بدم یه حسی نمی زاره. اینگار بد بخت عالمم خدای نکرده یه حس عقب موندگی بهم دست داده![]()
عمه جونم زنگ زده كه ناهار برم خونشون. مي دوني كه بعد از ساعت 3 مي شه. يه سر مي رم خونمون بعد مي رم خونه عمه اينا.بامضي جونم كمرم داره از بدنم جدا مي شه به خدا. اصلن قابل تحمل نيس. نمي دونم از سرما اينجوري شده يا بد خوابيدم خيلي بد درد مي كنه.
امروز فكر كنم يه نيم ساعتي اينجا خوابيدم.خيلي خسته بودم. امروز چندم ماهه كه من حالم اينجوريه؟هم كمرم منو عاصي كرده هم از دنيا و ادماش متنفرم.
نمي دونم چرا من اينقدر واسه ديگران ارزش و احترام قائلم.چرا اينقدر به همه خوبي مي كنم؟ چرا به خودم سخت مي گيرم حتي در مورد چيزايي كه حقمه و .... احساس خر بودن داره كلافم مي كنه.
مي خوام يه تصميم درست و حسابي براي زندگيم بگيرم اما خيلي مي ترسم.امسال حتمن ارشد قبولم. مطمئنم.تصميمم هم بر مي گرده به همين قضيه قبولي توي كنكور ارشد. اونجوري اگه بخوام تصميم ديگه اي بگيرم بايد با همفكري دوتائيمون باشه چون به زندگي هردومون مربوطه.
توي اين زندگي كوتاهي كه داشتم فقط فقط به 10 درصد خواسته هام رسيدم. به بقيه نرسيدم. خيلي كمه.هر چي هم فكرشو مي كنم مي بينم هر جا كمتر به فكر خودم بودم اينطور شد.
اينم از تو كه زنگ زدي اينگار داري با گرگ كلاه قرمزي حرف مي زني.
تو رسمن خرس شدي رفتي پس كار خودت.
بابا من مي خوام همسرم اينجوري نباشه. مي خوام مرد باشه. منو درك كنه. زنگ مي زنه محل كارم با من خوب حرف بزنه كه خستگي از تنم بره. خيلي سعي كردم بهتر از سابق كه با هم دوست بوديم باشم و شدم اما تو جنبشو نداري. فكر كردي هلاكتم لابد...
هميشه آيندم جلوي چشمه مي تونم تصورت كنم...
اه باز سگم كردي... ![]()
سلام به خرس بامضی جون خودم![]()
راستش خیلی بهم برخورد که گفتی تو چرا هیچی از اناتومی خودت نمی دونی؟!!
آخه من اصلن توی این خط ها نبودم . باورت می شه توی عمرم نمی دونستم اصلن کجاهاحساسه کجاها نیس؟![]()
ولی امروز در یک عملیات انتحاری می دونی چیکار کردم؟!!!!
رفتم کلی مطلب و عکس سرچ کردم راجع به های ...![]()
مال من شبیه هیچ کدومش نبود. باور کن
فکر کنم یه پدیده جدیدم باید روم تحقیقات شه بامضی جون.حالا این قضیه رو بیخیال دیشب خیلی جات پیشم خالی بود. همش به یادت بودم . بعد که زنگ زدی فکر کردم خواب دیدم. صبح که بیدار شدم گوشیمو چک کردم دیدم واه زنگ زده بودی و من فکر می کردم خواب دیدم![]()
دیشب ولی خواب زیاد دیدم. خواب دیدم که جشنمونه و من لباس ندارم بپوشم همش توی این لباسای مجلسیم که هیچ کدوم به درد جشن عقد نمی خوره می گردم یه چی پیدا کنم نمی شه. تو هم اصلن به فکر من نیستی.
همش من بغض می کردم گریه می کردم هیچکی نبود به داد من برسه. بعد اصلن به روی مبارکتم نیاوردی که منو ببری آرایشگاه باید خودم خودمو ارایش می کردم. بعد فکر می کردم چطوری باید خودمو یه جوری آرایش کنم که نشون بده عروس منم. بعد توی همین گیر و دار پا شدم. دیدم خواب بود خیالم راحت شد. بعد که خوابیدم مثل سریال ادامه خوابمو دیدم بعد دوباره پا شدم .بعد که دوباره خوابیدم دوباره ادامشو دیدم دیگه خسته شده بود پا شدم هی به خودم می گفتم خدایا من چرا اینقدر خواب می بینم اونم ادامه خواب قبلی؟!!!!
صبح پا شدم خیلی دمق بودم. اینگار واقعن این اتفاق افتاده بود.![]()
مرج زنگ زد بهم گفت نانازی می ترسم دماغم خوب از آب در نیاد اونوقت چیکار کنم. گفتم نه بابا هر چی دماغ ماکارونی شد دماغ تو می شه خب
۴ شنبه عمل داره.حالا قبلن ها شوهرش می گفت یا دکتر فلانی یا هیچکس. اون دکتر فلانی هم که قد قبر باباش پول می گیره. حالا چون شوور مرج دیده نه بابا از بابای مرج بخاری بلند نمی شه و خودش باید هزینه عمل رو بده می گه همه دکترا مثل همن. بعد تازه به منم گفت این مرج مرتب رو دست من خرج می زاره. بهش گفتم مرج خودش حقوق می گیره . اینقدر نگو رو دستم خرج می زاره. می گه نه به خدا مرج هر چی می گیره یه راست می ده به باباش که بزاره بانک به حسابش. اصلن نمی دونم کی حقوق می گیره![]()
عزیزم الان داری درس می خونی؟ یا دااری فیلم می بینی؟ یا دو تا نیمرو زدی داری میل می کنی؟
قربون ملچ ملوچت برم که خیلی عصبی کننده و کفری کننده و بعضن اشک اوره![]()
من که دیشب از گرما مردم خونه عمه جونم
ییههو از سیبری وارد حجازشدم اینگاری
مامانی من برم. خیلی به یادتم. دوستت دارم. می بوسمت![]()
فدات هم می شم. راستی ماکارونی اومده از تبریز می گه بد بخت شده. امتحانای این ترمش لغو شده افتاده واسه بهمن. اونوقت امتحان علوم پایش هم توی بهمن ماهه.رد شه ۶ ماه تعطیله
کلی بهش امیدواری دادم طفلی ماکارونی
من دیگه رسمن برم خیلی کار دارم. بوس. بوس بوس![]()
پا شدي درس بخوني عزيزم؟
الان كه سر كارم يه چيزي فكرمو خيلي به خودش مشغول كرده و اينكه:
آيا مادر شوهري پيدا مي شود كه براي اينكه عروسش سر صبحي كه مي خواهد برود سر كار يخ نزند برايش آب گرم كند تا مادمازل عروس خانم دست و روي خود را با آب گرم بشويد؟ (چون آبگرمكن خاموش است؟)
جواب: فكر نمي كنم چنين فردي يافت شود. يافته ها و اطلاعات و تجربه ديگران كه ارور مي دهد. يعني حتي تاريخ هم چنين فردي را به خود نديده است ولي من اعلام مي كنم كه چون يكي بوده كه تك بوده و چون خدا منو دوست داشته نصيب من شده![]()
من ديگه چي بگم بس كه شرمنده اين مادر شوهر گرامي و دوست داشتنيم شدم. حالا هر چي شوهرم كم توجهي كنه مادرش خيلي باحال و مهربون و فهميده و ناز و دوست داشتنيه![]()
بامضي جونم من دارم از خواب ديوونه مي شم. جناب گ اومد ميگه خانم نانازي اون نامه ي فلان اداره رو بده به جاي نامه آگهي فلون اداره رو مي دم بهش . كلي خجالت كشيدم.
من برم عزيزم. دوستت دارم . مي بوسمت. اون پست قبلي چرا اونطور شد؟![]()
واي خرسي اين روزايي كه با من بودي و من تنها نبودم خيلي خوب بود.![]()
![]()
فقط ديروز تو خيلي بچه بازي در اوردي قهر كردي داشتي مي رفتي.يه كمي حالگيري كردي. بس كه از خودت شك داري.
واي ديشبو بگو داشتي منو مي كشوندي. فشارم داشت قطع مي شد بس كه پايين بود.
خيلي به اين قضيه فكر كردم كه اگه انگل همگاني پيدا نمي شد چي مي شد؟ يعني آدم اينقدر بي مبالات.
حالا اين باباي ما اگه زبونم لال سكته مي كرد اين خره كجا بود كه جواب ما رو بده. چقدر بي فكره. واسه همين كاراشه كه ازش متنفرم ديگه!!
امروزم كه يخ زدم اومدم سر كار. دستت درد نكنه كه با من اومدي.الانم دارم قندیلامو کم کم باز می کنم که برم خونه
خرسي ديگه خاصيت بامضي بودن خودتو از دست دادي .چون خيلي لوسي. هر چي ميشه مي خواي داد و قال كني و بزاري بري.خب برو اصلن
با طناب نگهت نداشتم که به جای اینکه بخوای مسئله رو حل کنی هی منتظر اینی که من منتتو بکشم
دارم يخ مي زنم. از صبح كه اومدم جز يه صورتحساب عقب مونده كاري نكردم. اصلن كاري نكردم ها!!
الانم ده مين ديگه مي رم خونه.
عزيزم خواهش مي كنم يه جايي مي خواي بري به من يه خبري بده. حداقل يه تك زنگ بزن. بري خداي نكرده بميري بگن داشتي مي رفتي فلان جا (كه به من نگفته بودي) مردي عمرن سر قبرتم نمي ام. باور كن
روي اين قضيه ها حساسم. نمي بيني مي خوام دو قدم خونه عمه جونم برم بهت زنگ مي زنم.؟!!
واي پاهام داره يخ مي زنه.
توي همين بيكاري داشتم به اين فكر مي كردم كه اگه الان بهار 86 بود خيلي كارا مي كردم و خيلي كارا نمي كردم. مثلن كجا مي رفتم و كجا نمي رفتم. حتمن حتمن MBI جدي مي گرفتم.
الان توي يه وبلاگي در مورد دانشگاه هاي خارج از كشور خوندم.خرسي خيلي دلم مي خواد با هم بريم به يه دانشگاه توي يه كشور ديگه هم زبانمونو تقويت كنيم هم يه زندگي واقعن جديدي رو شروع كنيم. يه فصل زندگي فرنگي .
با اين قحطي بنزين و گاز و برق و ... از همه مهمتر عدالت و كوفت زهر ماري كه توي اين كشور هست واقعن دوست ندارم خودمو و خانوادم اينجا زندگي كنيم.
دوست ندارم بچه ي من توي اين وضعيت درس بخونه و زندگي كنه. درست كه تموم شد بايد حتمن به اين قضيه جدي نگاه كني. چون من واقعن نمي تونم اينجوري تحمل كنم. خيلي ها بمونن كشورشونو دودستي بچسبن كه نكنه بيگانه بياد فوتش كنه به من و تو چه. از اين كشور فقط خاكشو و فرهنگ قديميشو دوست دارم.
ما مي تونيم هر جاي ديگه غير اينجا هم خوشبخت باشيم. بدم مياد. الان دارم مي لرزم و دارم فكر مي كنم كه احمد ژاد هم سردشه؟ ر*هبر چطور؟ خاك توي سر هر چي نماينده * مجلس كنن كه از همه بي شعورترن. يه ريزه به فكر اين ملت نيستن كه؟!!
الان اين همكار جديدم اومد يه كارت واسه فردا شب داد دعوتمون كرد سالگرد پدرش. مي ريم؟!!
تو كه امتحان داري عزيزم. قربون اون خس خس هاي شبونت برم كه عينهو ني ني كوچولو كنارم خوابيده بودي هي ورجه وورجه مي كردي .
هزار بار عاشقتم.خرس خنگ بي ملاحظه ي من واسه اين بي ملاحظه اي كه منو توي جريان رفت و آمدهات نمي زاري. منم دلم خوشه كه همسر يه نفرم ديگه!!!
دوست دارم بهم خبر بده خب!!
من برم خونه عزيزم. خيلي دوستت دارم. مي بوسمت.![]()
الان دارم با انگشتاي وسطم تايپ مي كنم و اصلن از انگشت اشارم استفاده نمي كنم. توي آمار تلفات برف و بوران و ... بايد انگشت نانازي هم اضافه بشه. آخه انگشتم امروز موند لاي در ماشين.حالا اونقدر دستم يخ زده بود از سرما كه متوجه نشدم. اومدم سر كار دستكشمو در اوردم ديدم اي بابا دستم پر خونه كه!!![]()
همونجا شوكه شد.
دردم اومد. حالا تا قبل اينكه ببينم دستمو درد نداشت ها. همين كه خونو ديدم درد گرفت.
از اين ادمهايي هم نيستم كه خون مي بينن مي ترسن ها!! از درد شوكه شدم. الانم انگشتم توي كماست. شايد بميره![]()
خرسي الان با سمندون رفتي امتحان بدي. درس كه كم خوندي معلوم نيس چيكار مي كني!! امروز هم همه ي دانشگاه ها تعطيلن ميموندي خونه امتحان بعديتو مي خوندي خب!!!
راستي شايد فردا تعطيل باشم. مي گن تعطيليم. حالا اين جناب گ نگه بياين كه من بد سگي مي شم![]()
صبح پاشدم ياد بچگيهام افتادم. اون موقع ها هر وقت برف مي اومد من و انگل همگاني مي رفتيم دنبال مرج و ماكاروني بعد برف بازي مي كريدم و ادم برفي درست مي كريدم. مهو و پبريس همش از پشت شيشه پنجره مارو نيگاه مي كردن. مامانشون مي ترسيد كه سرما بخورن نمي زاشت اينا بيان بيرون
راست هم مي گفت خيلي اينا پاستوريزه بودن. اگه مي اومدن بيرون زرتي سرما مي خوردن
يادش بخير من و مرج و ماكاروني و انگل همگاني و ممرضاغيرتو و چراغ بادي و ميتي و آخرا مهو يه خونه برفي ساختيم با يه ادم برفي بزرگ اونقدر خوشگل بود. بعد بزرگترا اومدن ازمون كلي عكس گرفتن كه البته همش سوخت. ![]()
خرسي دستم داره منو مي كشونه. دقيقن مثل خرمالوي پخته تركيد
همون موقع كه موند لاي در يه لحظه چشمم سياهي رفت به خدا![]()
حالا فكرشو بكن كلي هواي خودمو داشتم سر نخورم ييهو اينجوري تيكه تيكه شدم![]()
دقيقن جلوي خيابون ما يه خانمه سر خرد. بيچار دومب صداش تا اينور خيابون اومد. من داشتم به اين فكر مي كردم كه يعني استخوناش نشكسته كه اينجوري تند تند بلند شده حالا خجالت و ... بماند![]()
بعد سر جام جم كه رسيدم يه سربازه اونجا وايساده بود.يه پيرمرده از اونور داد مي زنه تو كي هستي؟!! اون سربازه مي گه چي كار داري؟ اون پيرمرده كه فكر كنم اختلال حواس داشت مي گفت من بايد بدونم تو كي هستي كه اونجا ايستادي
بعد سربازه مي گه به تو چه؟!!! بعد گفت من سربازم بعد پيرمرده در حالي كه سلام نظامي داد گفت منم سربازم![]()
منم داشتم همينطور به اينا نيگاه مي كردم. ييهو ديدم پيرمرده به اين سربازه كه فكر كنم مشهدي بود چون لهجه داشتن گفت تو برو من سر پستت مي مونم. برو سرده
سربازه كه قنديل بسته بود توي سرما فقط شيكمشو گرفته بود مي خنديد.![]()
من كه داشتم روده بر مي شدم از خنده. به خودم گفتم توي اين سرما اين بيچاره عجب دل خوشي داره مي اد بيرون ياد جووني هاش مي افته و مي خواد جاي يه سرباز نگهبوني بده.![]()
حالا فكر كن چنين آدمي واقعن از زندگيش لذتي مي بره؟!! البته فكر كنم چون اينا بيخيال عالمن خيلي بيشتر بهشون خوش مي گذره
تازه چشمشم مثل اون ملوان توي جزيره ناشناخته يكيشو با از اون دايره اي ها بسته بود. نمي دونم بهش چي مي گن!![]()
خرسي مي دوني چيه؟! من از خردسالي يه احساس مسئوليت خاصي داشتم. كاش نداشتم.![]()
الان من اينجا چيكار مي كنم آخه؟ بايد الان جبران ديشبو بكنم و روي تختم لالا كرده باشم. در حاليكه هنوز سر كارمو دارم مثل اون دختره كبريت فروش چرت ميزنم. يعني چي؟![]()
برف مي اد يه مشكل نمي اد يه مشكل. بتركي شانس. كتول اباد سفلا هم برف بياد كل سيستم برق و مرق و آب و گاز و مدرسه و اداره و بانك و كوفت و زهر مار تعطيل ميشه.
حالا بايد دو ساعت معطل اين عجايب الخلايق باشم تا مطلب چرندشونو برام ميل كنند كه بديم اين ملت سرمازده بخونن گرم شن.![]()
حالا هر چي به اين جناب گ مي گم مرتيكه غول آسا فردا مي فرستيم مگه چي ميشه. ميگه شما برو بچه ها به كارا مي رسن. اخه خره من اگه برم كه توي سيستمم كلي چيزاي اجق وجق ريخته. صورتحسابا هم نيمه كاره موندن روي دستم. اگه هر كي بياد پشت اين سيستم بشينه آبروم رفته كه!!! به چه زبوني به اينا بفهمونم كه من خيلي خوابم مي اد. ديگه ظرفيت ندارم.
الان فقط منتظرم يكي بهم بگه تو پاچشو بگيرم![]()
آخ جون اومد. اومد. من برم ![]()
خرسي خيلي با حالي الان دو تا تك زنگ زدي.
قربونت برم كه از صبح رفتي خونه همش داشتي درس مي خوندي وقت نكردي بخوابي كه
تنبل بغدادو گفتي برو من هستم جاتو واست گرم نيگه مي دارم![]()
فعلن
اي لاو خرسي![]()
تنبل مگه امتحان نداری؟!!!منم اونقدر اینجا چرت زدم که دیگه نگو. هی می گفتم هوا سرده من خوابم میاد. بعد می گفتم اینگاری هوا یه جوری شده من خوابم میاد. نیس همه جا برف اومده
دیروز اونجا هم که رفتیم خونه دخترخاله مامانت اینا خیلی به یادت بودم.گفتم الان توی ماشین داری چی کار می کنی. حوصلت سر رفته. حق هم داری این همه بخوابی آخه دو سه شب دیر می خوابیدی و صبح زود پا می شدی می رفتی بعدش هم دیروز کلی رانندگی کردی. خسته شدی خب. قربون اون صبرت برم که با اون همه ترافیک دیروز اصلن خم به ابروی مبارک و خوشگلت نیاوردی.![]()
دیروز که رفتیم خونه ایران (همون که دیروز رفتیم خونشون ایران بود دیگه
) (چه فوری پسر خاله شدم
) تا رفتیم بالا همه گفتن بیاین عروس خانمو ببینین.
خلاصه کلی دیشب بهم گفتن عروس خانم عروس خانم. ![]()
دیشبم که اونجوری شد.عملیات موفقیت آمیز نبود کلی خسته شدیم فقط. منم که اینجوری شدم![]()
![]()
خرسی الان زنگ زدي به من گفتي كلي خوابيدي دلت آب!!!!
چقدر يه ؟ادم مي تونه نامرد باشه.ها؟![]()
منو بيدار نگه داشتي خودت رفتي الان خوابيدي بعد مياي به من مي گي دلت آب
من خوبم مياد.
حقت بود ديشب نزاشتم بخاريو زياد كني از سرما يخ زدي. تازه صبح مثل روبات راه مي رفتي و حرف ميزدي. چايي نمي خوردي يخت باز نمي شد.![]()
راستي چرا ديشب اونجوري شد؟
من براي خودم نگرانم خرسي خنگول بامضي سرمايي. اون زمون ها كه كودك بودم يعني بعد بلوغم ها
اونقدر مواظب اين قضيه بودم فكر مي كردم به مويي بنده نگه به قول تو بتن بوده و من نمي دونستم
حالا ايشاله دفعه بعد موفقيت اميزه.ولي برنامه ريزي كنيم كه فرداش تعطيل باشه. او كي؟!! حالا ملت فكر مي كنن داريم راجع به چي حرف ميزنيم و عمليات چي بوده.
قفل گاوصندوق بچگيهامون بوده
چيز ديگه اي نبوده كه.
از اينكه ديشب در مورد اون پسره عوضي كه خواست باهام دوست بشه بهت گفتم و تو اون حركت پترس وار رو انجام دادي و منو بقل كردي و بوسيدي و گفتي مراقب خودت باش خيلي مشعوف شدم.
چقدر مهربوني .
دوستت دارم كه اينقدر منطقي به مسائل نيگاه مي كني و در مواقع بحراني از همين چيزا عليه من استفاده مي كني. و منم هر دفعه به خودم قول مي دم كه چيزي بهت نگم ديگه اما بازم ميام ميگم فلاني اين حرفو زد فلوني اون حرفو زد. بعد تو هم منو مي بوسي و مي گي عزيزم مواظب خودت باش بعد توي دلت مي گي دارم برات![]()
خب من برم عزيزم. دوستت دارم. بوس![]()
خيلي دوستت دارم
خرس بامضي من
از خر هم خرتر مي باشد![]()
بشري خر تر از نانازي يافت نمي شود. بيچاره آقا خرسي كه بايد عمري را در كنار نانازي خر شده به باد دهد. خرسي خيلي كم شانس مي باشد
او هم خر هست اما نه به اندازه نانازي
نانازي خيلي وقيح هم مي باشد ايضن![]()
او بسيار لوس و بچه ننه و بي ادب و پر حرف و كله پوك و غير نرمال(آنرمال) است.![]()
ديشب مثل اين بچه هاي لوس و حسود رفتار كرده است. او خيلي غلظت خر بودنش زياد شده است. نانازي خنگول ديوانه![]()
...
...
...
...
دلم می پیچه
می گی از سرماست؟!!![]()
تو امتحان داری اونوقت من اونقدر استرس داشتم که دلپیچه گرفتم حس می کنم همه ی حجم معدم پر از اسیده
.الان زنگ زدم بهت عزیزم گفتی خالت اینا اونجان. خالت و فیروزه
وای من دارم می میرم!! آها عزیزم راستی من میرم خونه تند تند یه دوش میگیرم تا تو بیای منو با خودت ببری.![]()
امروز خیلی کار داشتم. کلی صورتحساب هم باید می زدم. تا حالا چندتا بیشتر نزدم. شیکمم داره منو می کشه
دوست دارم برم دستشویی.![]()
دیشب با مامانینا داشتیم حرف می زدیم و آجیل می خوردیم تا ۵/۲ بیدار بودیم. صبح چشمم باز نمی شد.![]()
خرسی این دختره که ترکه بهت گفتم الان اومد باهام خداحافظی کرد![]()
هوا چه سرد شده نم نم بارون هم می باره ها
وای من دارم از شکم درد می میرم. چی کار کنم می گی؟ سردمه![]()
دیشب خواب های اجق وجق می دیدم.نگو امروز قرار بود یه شیکم درد حسابی بیاد سراغم. الان می خوام رو به قبله شم. ![]()
یه کمی زودتر می رم خونه.قرار بود این طالبی عوضی که خیلی هم خروسه بیاد اینجا به حساب کتابها نظارت کنه بعد یه ساعتی مهمون جناب گ باشه گور خودشو گم کنه زنگ زدن می گن ساعت ۲ میاد. به این مسئول دفترش می گم زنیکه اخه ساعت ۲؟
امروز که پنجشنبه شده خبر مرگش می خواد بیاد اینجا کوفت بازرسی کنه؟ من می خوام برم خونمون!!
گفت: اخه ایشون ( خاک توی سرشون) سرشون شلوغه چند جای دیگه هم باید می رفتن فضولی.
به گاو گفتن زکی. فقط به فکر خودشونن. طالبی خر.هندونه
بی ادب نیستم ها. شکمم درد می کنه زده به اون قسمتی از مخم که به فحش و بد دهنی مربوطه
تحریکش کرده.
مرتیکه زودتر بیاد منم زودتر می رم خونه یه فکری به حال دل پیشم می کنم.![]()
خرسی من برم به کارهام برسم. می بینمت امروز![]()
![]()
سردمه. دارم قنديل مي بندم.
كجايي خرسي كه نانازيت عينهو بستني يخي شده. بهونه نمي گيرم![]()
دلم برات آخه تنگ شده
كجايي تو داري قله هاي ترقي و علم و دانش رو فتح مي كني؟!!
قربونت برم يه وقت اينقدر درس مي خوني درس زده نشي؟!!![]()
الان دارم بادام زميني فلفلي مي خورم بعد هي با اين دستم كه ازاده تايپ مي كنم در حالي كه زبونم يه گلوله اتيش شده . گفتم از اين فلفلي هاش بخرم شايد قنديلم باز شه.اينجوري گرم مي شم
آخه يه جايي خوندم كوهنوردا بايد توي پوتين هاشون فلفل بريزن تا گرم شن.
ولي فكر كنم راسته راسته![]()
اين دختره توي اتاق بقلي كه تازه اومده تركه خب؟!! يه لهجه اي داره كه اصلن چهچه .من يه چي مي گم تو چي مي شنوي. دلم مي خواد اين كوه كارو كه تلمبار شده رو بزارم كنار و به حرفاي اين كه از اون اتاق مياد گوش كنم. ۲۴ ساعته هم تلفون مي زنه اين ور اونور. اين رستميه بدبختو بدبخت تر كرده.![]()
فدات بشم كه زنگ زدم صدات مثل صداي پسر شجاع شده بود.
ديشب اين دايي جونم كه تو خيلي دوستش داري
اومده بود خونمون. خيلي منو دوست داره
اين پروژه جديدش خيلي به قول خودش سرسام اوره.
واي اين چقدر تنده.
ديدم پاكتش عوض شده ها! نگو بادومشم تندتر كردن.
دارم مي رم هوا.
امروز مرج اس ام اس داد گفت جمعه يادت نره. گفت من خونه مي مونم كه بياين.
درستو بخوني ها.خب؟! درس درس درس درس درس درس
قربون اون اخمت بشم كه الان مي دونم رو صورتته
اِ دماغتو بگير آويزون شده. اينا دارم مي بينمش بگير اَ حالم به هم خورد![]()
حالتو گرفتم خرسي. ؟!! عيبي نداره كوچولوي سرمايي من![]()
من برم عزيزم. بازم شايد اومدم. شايدم نيومدم
ولي من خيلي دوستت دارم ها. اينو فراموش نكن![]()
سلام به خرس ماماني خودم كه الان نشسته مثلن، مثلن ها، داره درس مي خونه.
قربونش برم![]()
عزيزم الان بهت زنگ زدم اشغال بود. خيلي هم زنگ زدم
باز با این هوو جونم بحث و مبادله اطلاعات می کردین؟![]()
ديشب داشتم مي رفتم ها، يعني مامانم رفته بودخيالش راحت شده بود كه مياي پيشم دور ميدون ديگه! بعد كه تو گفتي بيا خونمون و منم گفتم نه تو امتحان داري
اينجوري كلي وقتت گرفته مي شه و تو هم خودتو لوس كردي برام،
خواستم كه با مامانم برم .ميدونو دور زدم كه بهش برسم بعد كلي هم به تو فكر كردم. بعد فكرشو بكن از از اين طرف ميدون به اون طرف نظرم عوض شد راهمو سمت خيابون شما كج كردم.
توي راه به اين فكر مي كردم كه چقدر ازم عصباني هستي. رفتم از همون گل فروشيه كه آشناته گل انتخاب كردم.
ديدي توروخدا چه جوري تزئینش كرد.
اول بهش گفتم ساده مي خوام باشه فقط يه خورده تميز شه. ديدم مي گه الان براتون تزئينش مي كنم پشيمون نمي شي.
تزئين كه داشت مي كرد هي بهش گفتم از اين گردي ها نزار از اون كاج بزار از اين كاغذ نزار از اون ربان نزار خيلي عصبيش كردم
كه اخرشم اين شد.
ديدم گل بي ريخت بود بد تر شد. گفتم مرتيكه تو كه گفتي تزئين مي كني اين چيه بازش كن بزار ساده باشه
بعد گفتم من كه وقت ندارم بدين خودم مي دونم چيكار كنم. مرده شور اون گل فروشي ... این جمله اخرو نگفتم ها![]()
اومدم سر كوچتون بهت زنگ زدم سوپرايز شدي عزيزم.
مي دونستم داري توي دلت به من كلي فحش مي دي. سر خيابونتون رسيدم گفتم به خودم كه نانازي الان زنگ بزن تا خطش آزاد بشه كلي طول مي كشه وقتي آزاد شد ديگه پشت در خونشوني. از اين شانس گوسفندي من تا زنگ زدم گرفت.
حالا چون توي ذهنم داشتم به خودم مي گفتم كه وقتي گوشيو گرفتي بهت بگم كه من پشت درم، بهت گفتم عزيزم من پشت درم. در حالي كه تازه سر كوچتون بودم. بعد اين شد كه تا دم درتون تقريبن با سرعت نور اومدم.![]()
ديدمت خيلي خوب شد. توي روحيه منم تاثير داشت.![]()
مي بيني تو رو خدا اين پسره همكار جديد من كه جاي اون پسر كوره (كلم) اومده چقدر خنگ تر از اون يكيه.
خل چله به خدا!! رفت شركت نفت ديوونه يادش رفت مهر ببره. بهشم زنگ مي زنم خاموشه. چقدر خره اَه. كلي از كارم مونده. حالا تا اين بره و بعد دوباره بياد و مهرو ببره ديگه شركت نفتم تعطيل مي شه. شبيه مخمله. توي خونه مادربزرگه!! يادته؟!![]()
واقعن كه مخمله
مخمل
امروز مهو بهم زنگ زد خونه عمه اينا بود. بعد از كارم كه رفتم خونه مي رم يه سر بهش مي زنم. ديشب همه اومدن خونه ما كه من نبودم. عمو اينام با خانواده ها شون، عمه اينام با خانودش، مهو اينا، مرج اينا. دو ساعت قبل از اين كه منو برسوني اومده بودن براي تبريك.
واسه همينم گفتم كه ما بريم زودتر ديدنشون كه بي ادبي نشه.دير شه زشته عزيزم.![]()
كي قراره بريم دبي؟!! آخ جون من آماده شم زودتر. الان خودت گفتي مي ريم. ببين تو برو امتحانتو بده منم توي اون ساعت هايي كه داري براي امتحان اماده مي شي چون نمي خوام مزاحمت شم مي رم جاهاي تفريحيش مي گردم.
او كي؟!واي زبانمم بايد تقويت كنم.![]()
خرسي يادت نره كه عاشق مني هر جا هم كه بري بايد منو ببري. اگه نبري شايد گرگا بيان منو به زور ببرن بلعيده شم.خب؟ يادت باشه ها.![]()
ماماني ديشب داشتي منو مي رسوندي خونمون يادته يه لحظه دستتو خيلي بوسيدم.
دلم داشت مي تركيد.اگه در حال رانندگي نبودي بقلت مي كردم اونقدر مي بوسيدمت كه نفسم بند بياد.آخه ياد لحظه هايي افتادم كه خيلي اذيتت كرده بودم.
منو ببخش. تو خيلي تحملت زياده. صبوري. ديگه اذيتت نمي كنم. نمي ذارم زياد ازم ناراحت بموني. ديگه نمي خوام ناراحتيتو ببينم. مي خوام هميشه صبور من بموني. ديگه نمي رنجونمت. اگه هم از اين به بعد يه وقتي ازم ناراحت شدي بدون كه من نمي خوام و منظوري ندارم. ديدي ديروزم من اومدم پيشت. فكر كنم توي خونتون داشتي خودتو به در و ديوار مي زدي و به من بد و بيراه ميگفتي.
فدات بشم كه از بچگيت عبوس موندي.قيافت همش ضربدريه.
يعني ابروهات ۷ لب و لوچت ۸ شده. ديشب كه سرندپيتي اون آلبوم ها رو آورد به اين نكته پي بردم.از همون اوان كودكي عنق بودي.
قربون اون عصبانيتت بشم. لوس.
مي خوام مثل اول اولت بشي. خيلي دوستت دارم. خيلي زياد .شوور جون من.![]()
ديشب باز يه لحظه توي همون عوالم و خيالات پيش خودم فكر كردم يعني واقعن من و تو تا آخر عمر قراره پيش هم بمونيم؟!!
اینجوری من که دیوونه می شم که!!!!!!
يعني بيشتر از اوني كه توي خونمون با خانواده هامون بوديم؟ چه جالبه! نه؟! پير مي شي. كچل مي شي .
غروب ها نوه مونو با هم ببريم شهر بازي.
اون موقع به نظرت شهر بازي داريم؟!!شايد چيزاي جديد تر بوجود بياد مثلن سينماي كودكان. مي بريمش اونجا كه فيلم ببينه.![]()
ماماني خيلي مي خوامت ها. اگه ازت دورم غصه نخوري؟!
من هر لحظه به يادتم.امتحاناتت كه تموم شد ديگه اونقدر ميام پيشت ...!!!
فدات بشم كه ديشب داشتم غيبت سياوش (هووي خودمو) پيش مادرت مي كردم هي مي گفتي اِ ! نگو!
فقط خودت مي خواي غيبت بكني اونم فقط فقط فقط غيبت منو پيش مامانت اينا! لوس بچه ننه ي من![]()
امروز ميرم خونه عمه اينا پيش مهو! اها بهت گفتم اينو كه. خب من برم عزيزم. قربونت برم. خيلي دوستت دارم. مي بوسمت.![]()
![]()
فدایی داری جیگر![]()
...
درس بخونی ها. بریم دوبی کیفشو ببریم
به قول شقبقی کیف بکشیم![]()
می بوسمت![]()
اصلن نمي توني يعني يه تك زنگ هم به من بزني كه بدونم به يادمي؟![]()
ها؟ها؟ خيلي خرسي![]()
ديگه من تو را دوست نمي دارم. برو يه نانازي ديگه پيدا كن ببينم مي توني؟![]()
خنگول منگل من. لوس من. تنبل خان دكتر من![]()
برو گمشو حالا كه اينطور شد![]()
.....
آخيش دلم خنك شد.
بس كه دلم ازت پر بود بايد ۴ تا حرف بهت مي زدم تا سبك شم. الان عينهو بادكنك شدم دارم مي رم هوا
تو بشين درستو بخون. دوست ندارم بدون اطلاع من جايي بري ها!!!
خب قبلش به من يه تك زنگ بزن خودم بهت زنگ مي زنم ببينم كجا مي ري. يادت باشه ما نبايد از هم بي خبر بمونيم شووهر خنگول من![]()
من تو را آي لاو يو![]()
این پست دیروزه که متاسفانه پست نشد... فکر کن دیروز نوشتم خرسی جونم![]()
سلام خرس جون جون جوني خودم.![]()
ديشب عجب شبي بود.
همش اون لحظه اي مي آد توي ذهنم كه تو دراز كشيده بوديو من اومدم صورتتو بوسيدم.
در حالي كه دستامو كه از آب سرد شده بود روي بخاري گرم مي كردم تا سرماي دستم صورتتو اذيت نكنه.چقدر مهربونم نه؟!
اومدم كنارت صورتتو بوسيدم يه لبخند ناز زديو منو بوسيدي.
تيكه تيكه از خواب پا مي شدم از يه طرف نگران اين بودم كه سردت نباشه( هر چی باشه توی اتاق من مهمون بودی دیگه) از يه طرفم باورم نمي شد كنارمي
. امروز اولين صبحي بود كه با هات داشتم. چقدر رويايي بود. اون لحظه اي كه كنار هم بوديم، نفسهاي همو حس مي كرديم فكر مي كردم يعني مي تونستم كس ديگه اي رو غير تو كنار خودم ببينم؟
اصلن تصورشم غير ممكنه.
بهتر از همه. مهربون تر از همه. وفادارتر از هر كس ديگه. ما يه جورايي خيلي سخت به هم رسيديم. دو تا عاشقيم كه با وجود اين همه تنش بازم به هم رسيديم. اينو مديون خانواده هامون هستيم. اگه سر هر مسئله پيش و پا افتاده اي كه من تو بحث مي كرديم خانواده هامون سعي مي كردن ما رو جدا كنن الان با هم نبوديم. خانواده هامون خيلي مراعات عشق مارو كردن. هر دفعه تا جدايي پيش رفتيم اما عشقمون خيلي قوي تر از اين حرفها بود.عزيزم به هم قول بديم كه قدر علاقمونو به هم بدونيم و تحت هيچ شرايطي همو تنها نزاريم. ما ديگه هر دومون يه نفريم. مدافع هم باشيم و نزاريم كسي بدونه بين ما چي مي گذره. چه خوب چه بد. او کی؟ من آماده ام ها
الان دلم هوس اون کبابایی رو کرده که دیشب نتو نستیم تا اخرش میل کنیم.![]()
تو خيلي خوبي عزيزم.
عقدمون هم خيلي با صفا بود.صميمي و خانوادگي. عالي بود. دستت درد نكنه كه نذاشتي بدون سفره و ... برگزار بشه. دست مادرجون هم درد نكنه. بس كه هنرمنده
فدات بشم كه با اون همه خستگي صبح زود كله سحر پا شدي رفتي. صبحونه هم نخوردي مامانم حاضر كرده بود ها. فدات بشم كه اين قدر بار مسئوليت روي دوش هات سنگيني مي كنه و خم به ابرو نمي آري. ![]()
ماماني درساتو بخوني ها!! جمعه عروسي هم خيلي خوش گذشت. خوب شد من اومدم. خيلي توي روحيه حساس من تاثير داشت.
خالتو هم مي ديدم اينگاري اين استادمو مي ديدم.
نديدي اون وسطها گفت چرا اينجوري منو نيگاه مي كني؟!! همينطور مبهوت بودم چرا اينا اينقدر حركاتشون شبيه همه.
بعدش رو كرد به سرندپيتي و دختر تنارديه گفت چقدر نگاهش نازه. چه خوشگل نيگاه مي كنه؟!!![]()
راستش ديگه دوست ندارم به خواهرت بگم دختر تنارديه. دختر مهربون خوبه؟!!![]()
آره دختر مهربون!
ديروز ممد توي ماشين مي گفت نانازي خدا به دادت برسه با اين مادرشوهري كه داري!!![]()
گفتم تو كه نديدي از كجا مي دوني؟! خيلي هم زن خوبيه![]()
گفت: داشت با مامان حرف مي زد شنيدم چي مي گن!! گفتم نه خوبه دختراشم خوبن با من.ممدم گفت: همه اولش خوبن بعدنه كه ييهو ور مي پرونن!!![]()
حالا مامانتو كه ديد گفت چه مادر شوهر خوبي داري چقدر فهميده و پره!!![]()
حالا مي گم تا اطلاع ثانوي اسم خواهرت دختر مهربون باشه بعد اگه زبونم لال با من بد شد اسمشو مي زارم گريس.خب؟!!![]()
الان بهت زنگ زدم پيش هووي مني.باز تو رفتی اونجا؟
دارين معلوم نيس چي به هم مي گين.باز كجاي دنياي علمو مي خواين موشكافي كنين.
عزيزم به دختر مهربون اس ام اس دادم گفتم اونجا نمايشگاه نقاشيه حتمن بره ببينه كه اونم جواب داد اگه شد برنامه ميزاره كه با هم بريم. چه دختر مهربونيه نه!
چقدر همه منو دوست دارن![]()
![]()
امروز به همه دوستام تقريبن به همه اس ام اس دادم گفتم كه من عروس ملوس شدم.
دلشون آب شه.
بعد چندتاشون خواستن كه عكس نامزديمونو براشون ايميل كنم. اينكارو بكنم مي گي؟!!
یعنی می گی می خوان مثل اون فیلمه بود که عکسای خصوصی مرده و زنه رو برداشتن به هزار ترفند، خواستن توی انتخابات برنده نشن بعد اخر فيلم معلوم ميشه كه مرده خودشم همدست بوده! يادته چه نامرد بوده زن به اون خوبي! اسم فيلمو يادم نيس ولي زبون اصلي بود. يعني مي خوان ما رو هم از صحنه دك كنند؟ نه بابا دوستاي من از اين عرضه ها ندارن هيچ من و تو هم كه نمي خوايم جايي كانديد شيم كه نماينده اي عضو شوراي شهري چيزي بشيم.![]()
راستي قرار بود بعد عقدمون بريم عكاسي چندتا عكس يادگاري دو نفره بندازيم. يادمون نره حتمن اينكارو بكنيم.مي ترسم دو روز ديگه همه موهات بريزه كچل شي![]()
خيلي دوستت دارم. مي بوسمت. عاشقتم. فداتم مي شم. نمي خوام يه لحظه هم از من جدا شي
يكي ياد جوراباي تو كه كف اتاقم افتاده بود مي افتم خندم مي گيره كه چقدر دراز بود يكي ياد نصيحت هاي دوستت جناب رضا ![]()
من برم عزيزم .دوستت دارم همسر مهربون و ناز من![]()
![]()
امروز امتحان داري. استرسش داره مي كشتت. مي دونم ديگه.
از يه طرف من پيشت نيستم.
از يه طرف هيچي هم بلد نيستي. ولي برو عزيزم .امدادهاي غيبي هميشه هستن. يه كمي اينورو اونورو ديد بزن يه نمره قبولي بگير بعد توي امتحانات بعدي جبرانش كن.![]()
عزيزم دلم برات كباب شد.
ديشب نشستيم ۵۴ دقيقه و اندي ثانيه با هم گفتمان كرديم (البته نصفشو من داشتم عقده هامو خالي مي كردم كه نسبتن موفق بودم )و تو و البته من غافل از اين كه اون طرح ايرانسل بود كه كلي حرف مي زديم ۳ دقيقه محاسبه مي شد ، ديگه تموم شده و كلي از شارژ ايرانسلت رفت. اينا هم بلدن چي كار كنن. وقتي اين طرح بود هي تبليغات مي كردن هي آگهي مي دادن حالا كه اين طرح برداشته شد اصلن به روي مبارك نياوردن حداقل يه ندا به ملت چشم به ايرانسل دوخته بدن.بس كه نامردن به خدا
اصلن روزگار نامرديه![]()
واي امتحان داري اونوقت فشار من افتاده نمي شه جمعش كرد.
عزيزم حواستو جمع كن از همه ي امكانات و ابزار اطرافت استفاده كن تا قبول شي. من قربونت برم كه اصلن درس نتونستي بخوني![]()
منو ببخش كه ديشب ناراحتت كردم با گريه هام. بچه بازيهام. منو ببخش
ديشبم كه اومدي باهام بازار كلي وقتت تلف شد اگه مي موندي خونه نه وقتت تلف مي شد. هم مي نشستي درس مي خوندي هم زود خوابت نمي برد.
قربونت برم كه نخواستي منو تهناي تهنا توي اون همه شلوغ پلوغي و اون همه گرگ كه هر كدوم مي خوان آدمو ببلعن(مخصوصن يه دختر جوون و خوشگلو) بزاري.![]()
خيلي باصفايي بامضي جونم. ديدي امروز صبح. خدايا اين زنيكه اينگاري بو مي كشه. هر وقت دارم باهات حرف مي زنم زنگ مي زنه مزاحمت ايجاد مي كنه. حالا بعد تموم شدن حرفامون بهش زنگ زدم مي گم چته زنيكه؟ مي گه توي ماشين بودي؟
گفتم پيش خودم اين چقدر خره! به تلفون ثابت زنگ زده مي گه توي ماشين بودي؟
ملت مخشونو دادن اجاره . هر وقتد دارم با تو فقط با تو حرف مي زنم اين آدامس هم زنگ مي زنه. پيام بازرگاني روابطمونه اينگاري
اونا خوشگل بود ديروز خريديم؟!!![]()
چه با نمك بود. ديگه بايد بريم توي خط خريد اين چيزا
از بچگي يه حس علاقه شديدي به خريدن داشتم . اصلن بچه هم كه بودم دوست داشتم با مامان و بابام برم خريد. حالا اگه مي خواستن واسه اين انگل همگاني هم يه چي بخرن من خودمو مي زدم به زمين و هوا مي گفتم بايد منم بيام. حالا مامانم هي منو ناز مي كرد من زير بار نمي رفتم. بعد ديگه به زور متوسل مي شد
يا سرم كلاه مي ذاشتن خودشون مي رفتن.
بعد من كلي غصه مي خوردم.
الان بهش حق مي دم. آخه نيس بچه كه بودم خيلي ناز بودم مامانم هر جا مي رفت اگه منو مي برد خيلي زود نظرم مي زدن![]()
الانم ناز هستم ها!! اما اينگاري ملت ديگه چششون اون خاصيت قبليو نداره. يا قدرت نظر نپذيري من افزايش پيدا كرده
ديگه نظر نمي خورم.
اندر حكايت اين بازار رفتن مامانم اينا اين كه يه روز مامانم مي خواست انگل همگانيو ببره بازار براش نمي دونم چي بخره، داشت سرم گول مي ماليد كه خونه مادربزرگم بمونم كه متوجه شدم.
اومدم خودمو زدم به زمين زدم به هوا گفتم منم بايد بيام.
حالا مامانم هي نازم مي كرد مي گفت انگل همگاني گوشاش درد مي كنه مي بريمش دكتر قراره امپول بزنه. منم هي گريه مي كردم مي گفتم گوشاي منم درد مي كنه. اونقدر گريه كردم كه مادربزرگمو زنعموهام اومدن منو ساكت كردن و مامانم هم با انگل رفت بيرون. هنوز اون صحنه رو يادمه. منم خيلي گريه كردم. به نيم ساعت نكشيد داشتم از گوش درد مي مردم. بس كه از بچگي تلپاتيم قوي بود. حالا نمي دونستم گوش درد چيه. تا اون روز نگرفته بودم. همين كه گفتم گوشم درد مي كنه گوشام شنيده بودن خواستن حالمو بگيرن كه ديگه متهمشون نكنم. ![]()
من برم عزيزم. خيلي دوستت دارم. امتحانتو خوب بده. قبول مي شي. مي دونم كه قبول مي شي.![]()
شايدم امروز ديدمت. دوستت دارم قربونتم مي رم. فداتم مي شم. بوس بوس بوس
خوبی فدات شم؟![]()
رفتیم حلقه خریدیم چقدرم خوشگله!!!
دیشبم که از دوش فارغ شدم اومدم یه بار دیگه گذاشتم دستم و کلی ذوق کردم. چه کیفی داره![]()
حالا فردا پس فردا عقد می کنیم دوبهره یه فصل جدید توی زندگیمون شروع می شه که می شه گفت خیلی خیلی جدیده. یه تنوع حسابی![]()
فردا امتحان داری خرسی جونم هیچی هم نخوندی همش هم تحلیل رفتی از بس از دوری من غمگین بودی. نیس همش به یاد منی نمی تونی درس بخونی . از گلوت هم چیزی پایین نمیره، داري محو مي شي. از بس كه منو دوست داري نمي توني بدون من هيچي بخوري وزن كم كردي عينهو كسايي كه ... دارن داري وزن كم مي كني. من برم عزيزم بازم مي آم
دوستت دارم سبد سبد
جيگرتو بوس بوس![]()
![]()
![]()
بخور چاق شو مي خوام ببلعمت![]()
چاقالو شو ميخوام بقلت كنم و بچلونمت بعد قورتت بدم![]()
ميام باز![]()
سلام بامضي جونم.
خوبي ماماني. فدات بشم كه اينقده دلت كوچيكه![]()
كله پاچه مي خوري نوش جونت.
من قربونت برم كه اين همه خودتو واسه هيچ و پوچ اذيت كردي. بيخودي بهونه گرفتي.عزيزم ديشب كه تا بخوابيم ساعت شد 4 . امروزم كه من ساعت 7 پاشدم به زور
خيلي خوابم مي اد.
هر وقت اين سر مباركمو گذاشتم روي ميز كه يه كوچولو چرت بزنم اين رئيسي عوضي مي اومد فرماي ثبتو بده به من منم هي مي پريدم.
عصبي شدم از دستش. خر خدا. يكي نيس بهش بگه چوب خشك خب ،همه رو با هم بزن بيار چرا دونه دونه مي آري.
مثلن مي خواست بگه من اكتيوم. نيس تازه اومده مونده تا از اين همه كار زده بشه.![]()
بريم همون طلافروشي همون حلقه اي رو بخريم كه كانديد كرده بوديم.
واي چقدر ذوق خريد حلقه دارم. اخ جون حلقه مي خريم.
هر يه جمله كه مي نويسم يه خميازه هم مي كشم. ديشب يه عطري زده بودي خيلي خوش بوب بود.
چي بود؟ هنوز بوش توي دماغم داره رقصونك مي كنه.
امروز ماكاروني يه اس ام اس داد دلم براش كباب شد .
گفت پشت در آزمايشگاه پاتولوژيه. امتحان داره. قلبش داره مي آد توي دهنش. طفلي به قطر ماكاروني ( از اين ماكاروني رشته اي ها) هم نيس حالا استرس امتحانو بكشه كه محو محو مي شه.
ديشب كه شما رفتين معدم داشت منو مي كشت از گرسنگي. از ديشبش هيچي نخورده بودم. نشستم با خيال راحت نون و پنير و چاي شيرين و كره خوردم. هوس نون و پنير كرده بودم. بعد مدتها. نيس كه هيچوقت صبحانه نمي خورم دلم براش تنگ شده.
اون حلقه اي كه انتخاب كرديم برق برقي بود؟!!
يادم نيس!! دوست دارم دستمو كه بلند مي كنم يا كسي مي بينه برق داشته باشه.سه فاز![]()
الان خرس من داره چي كار مي كنه يعني؟ داره پاچه ميل مي كنه؟ الان زنگ زد خودش بهم گفت.نوش جونش. فداش بشم كه الان با سرعت نور داره كله پاچه مي خوره كه كنا ازش جلو نيفته. قربونش برم كه هنوز يه لقمه رو قورت نداده اون يكيو مي چپونه توي دهن خوشگلش.
هي عجله داره هي هوله كه مي خواد نانازيشو ساعت 5 تاكيد مي كنم ساعت 5 ببينه.من قربون خرس شيكمو و چربالوم بشم.![]()
جيگرتو بخورم خام خام
قلبتو بخورم سيخ سيخ
من برم ماماني. يه كمي سرمو بزارم روي ميز كه كسل نباشم.
خيلي دوستت دارم خرسي. خيلي زياد
دوستت دارم مي فهمي؟؟
عاشقتم درك كن اينو![]()
خيلي فداييتم عشقي![]()
مابيشتر ...
باز هم از نانازي هذيون مي بارد. برم تا گند نزدم.
دوستت دارم دنيا دنيا
عاشقتم خيلي خيلي زياد. ميميرم برات
پي نوشت: سالومه جون نظرتو خوندم منتظر نظرات بعديتم. البته توي نظرخواهي پست قبلي جوابتو دادم.
حالا اینجوری شده؟!!! بگم از تختت پاشو می گی می ریزی به هم؟!!![]()
واقعن یاد اون روزا بخیر. یه چیزی می گن خر طرف که از پل گذشت. قضیه منه
همیشه فکر می کردم تو با بقیه مردا یه فرق هایی داری که همه رفتارای بدتو می پوشونه. یادته یه بار نمی دونم کدوم دوستت داشت جلوی بچه ها با خانمش بد حرف می زد تو اومدی با آب و تاب تعریف کردی گفتی باورت نمی شه. اما خودت اینکارو کردی. بارها جلوی دوستت با من بد حرف زدی.
الانم منو توی بدترین شرایط قرار دادی که هر لحظه به خودم بگم آقا من غلط کردم. اشتباه کردم. خدایا نجاتم بده.
حالا شرایطمو هم که بهت می گم راحت می گی من که باید برم مشاوره.من ال من بل. اصلن نمی خوای منو درک کنی.چون نمی تونی. اصلن جای من نیستی که بخوای اینکارو بکنی. همیشه توی هر زمینه ای پدرم خیلی محتاط بود. خیلی خیلی. مارو هم تقریبن مثل خودش کرده. حالا از شانس من پدرم به خاطر من زیاد سخت نگرفت. به عبارتی سادگی به خرج داد. حالا این شد وضع من.اگه پدرم آدم سختگیری بود من توی این شرایط نبودم. اعصابم اینجوری نبود. یا این ازدواج سر می گرفت یا نمی گرفت. حالا می فهمم که اصرارت برای اینکه می گفتی فقط خانواده من و خانواده تو باشن واسه چی بود.
این روزا رو هیچوقت فراموش نمی کنم. مقصرشو هم نمی بخشم
خیلی احساس بدی دارم. هیچکس هم نمی خواد کمکم کنه.هر کی رد می شه یه نمک هم می پاشه. حالم از هر چی ازدواجه به هم می خوره. از هر چی عقد و خواستگاری متنفرم. حالا هر وقت یکی می خواد ازدواج کنه منو مثال می زنه که بابا زرنگ باشین مثل این سادگی به خرج ندین. این بشه وضعتون.
چجوری می خوای این روزارو جبران کنی؟!! واقعند درک نمی کنی یا خودتو می زنی به کوچه علی چپ؟!!
فدات بشم که زنگ زدی اینگاری از زیر شونصد تا پتو باهام حرف می زدی. اینقدر که خوابیده بودی![]()
الان بهت زنگ زدم. باهات صحبت کردم دلم ییهو آروم شد.
این جناب گ هم که همیشه مثل خروس نابهنگامه.البته متوجه نشده بود که دارم با موبایلم حرف می زنم ها والا می دونه که نباید مزاحم سخنوری شه!!![]()
دیشب بهترین شب یلدایی بود که تا حالا داشتم.
اونم به خاطر وجود تو بود كه کنارم بودی. خیلی آرامش داشتم. همش به این فکر می کردم تنهایی برم بگم چند منم؟!!!
بگم چرا تنهام؟!! همین كه باهامون اومدی خیلی ذوق کردم بهم خوش گذشت. فقط موقع غذا دوست داشتم پیشت بودم که بهت برسم. يلدا كشون مبارك مبارك مبارك يلداكشون بامضي جونم مبارك![]()
![]()
قربونت برم که دوست نداشتی برقصی ولی توی یه عملیات انتحاری آوردنت وسط و توي يه عمل انجام شده قرارت دادن
فدای اون نگاه ملتمسانت بشم که همش بهم می گفتی بریم بشینیم.
آخرش این ملت چشمون می کنن. بس که می گن شما چقدر بهم میاین. من نمی دونم جز رنگ چشمون چیمون بهم میاد؟ البته پوست من روشن تره، قد تو بلند تره خيلي، ابروي من يه مدلي خاصيه مال تو مثل يه دره ست كه وسط نداره. يعني يه دره بدون ته
چشماي ما حالتش يه جورايي برگيه مال تو نيس![]()
![]()
ديروز خونه شما هم خيلي بهم خوش گذشت.همين كه كنارت بودم خيلي حال كردم
بعداز ظهر كه بيدارم كردي اومدم پائين يادم نمي ياد چي شد. فقط منگ بودم.
نمي دونم اصلن از كي خداحافظي كردم از كي نكردم
يه چيزيو بزار بهت بگم عزيزم اما نبايد سوء استفاده كني. اگه من خسته بودم و خوابم برد، آخراي خوابم اگه بيدارم كني مثل هيپنوتيزم مي توني ازم هر چي مي خواي بپرسي. منم راست و راست بهت جواب مي دم در حالي كه خودم وقتي بيدار شدم هيچي يادم نمي آد.
از بچگي اين مدلي بودم
اما هيچكي اين خصلت منو درك نكرد. هميشه هم با بچه ها بوديم بعد اينكه بيدار مي شدم كلي مسخرم مي كردن و ادامو در مي آوردن.
حاليشون نميشه بس كه خنگول تشريف دارن. نميفهمن كه آقا من حداقل توي خواب صادقم اگه توي بيداري نباشم( به اون اگه توجه كن!!!!) حالا اونا نه توي بيداري نه توي خواب يه ريزه صداقت ندارن.![]()
ولي خودمونيم ها ديروز اون ببيي بيچاره خيلي زجر كشيد مرد. فكر كنم بد جايي شو پدرجون بريد. آخه مال ما اينجوري صدا نمي داد. دلم براي ببيي سوخت.
بعدش هم اينكه ديروز كه اين ببييه اينجوري داشت خر خر مي كرد مي دوني به چي داشتم فكر مي كردم؟ خيلي منگلاسيونم بامضي جونم!!
به اين فكر مي كردم اون ببيي كه عمو م( باباي مرج) به قتل مي رسونه خيلي خوش شانسه.
چون عموم به كارش وارده نمي زاره گوسفنده زياد زجر بكشه. بعد اون ببيي كه باباجون بنده ميقتلونه يه كمي بدشانسه. چون باباجون من يه كمي لفتش مي ده تا ببيي رو بكشونه .اون بيچاره هم مي فهمه مقتول خودشه دلشو به باد مي ده همون اول. اما اون ببيي كه پدرجون جنابعالي مي كشونه خيلي خيلي كم شانسه. طفلي بايد كلي زجر بكشه از گلوشم صداي خر خر بياد. كلش هم قبل جون دادن از تنش جدا بشه
. مثل اون فيلم كه كله آدمارو مي بريدن. اولشم يه متن مذهبي مي خوندن.دل ادم ريش ريش مي شد كه هيچ رنده مي شد .
ولي طفلي پدرجون چقدر خسته شد همه كارارو خودش كرد. دست تنهاي دست تنها
قربونش برم كه تا اخرش مقاومت كرد و كارشو تموم كرد. بعدشم تا اخر مي خنديدي و اصلن تحت تاثير خستگي نبود![]()
فكر كنم اگه من و تو بخوايم در آينده اي بسي دور براي دخترهاي دوقلويي كه الان وجود خارجي ندارن و بعدن خواهيم داشت قربوني كنيم بايد بريم يه گوسفند كشته بخريم كه اين همه زحمتو متحمل نشيم
تازشم فكر مي كنم بعد اگه همين ببيي مقتولو بخوايم تيكه تيكه كنيم سه روز طول بكشه بعدشم چون خسته مي شيم ميزاريم ميريم.
من برم عزيزم. فدات بشم كه اينقدر ماهي. قربون اون صداي نازتم مي شم.
![]()